مير تقي الدين كاشاني

596

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

گر پرده ز روى چون قمر بگشايد * صد صبح بر آفتاب در بگشايد چون نافه هزار دل به خاك اندازد * زلفش چو گره ز يكدگر بگشايد [ 40 . ] مولانا عبد الغفار ( سالم تخلّص ) برادر كهتر مولانا عبد الفتاح است و مولاناى مشاراليه جوانى است در كمال اهليّت و انسانيّت و غايت تقوى و صلاحيت . اكثر خطوط را به دست آورده ، در قلم نسخ تعليق قدرتى كامل ظاهر مىگرداند . و در تفهّم علوم متداوله از اقران و امثال خود وانمىماند ، بلكه طبع لطيفش مدرك اسرار علوم و « 1 » ذهن شريفش حاوى فنون ، محسوس و مفهوم است . امّا در عنفوان جوانى از تحصيل كمالات فارغ گشته در حوالى منزل خود به درس گفتن و مكتب‌دارى نشسته و در آن وادى پايهء قدرش از ديگران درگذشته . امّا مولانا عبد الغفار به حلاوت گفتار و بدايع اطوار اتّصاف دارد و در صنعت تذهيب و تصوير نظير ندارد و پيوسته به قلم مانى رقم ، لوح‌هاى غريبه و صور عجيبه بر صفحات اوراق يادگار مىگذارد ، و نيز در فن موسيقى و علم ادوار وقوف تمام دارد و در آن وادى گاهى به زمزمهء داودى ، ساكنان عالم خاك را به وجد مىآورد . در ابتداى حال كه قدم در طريق خوش‌طبعان و مستعدان گذاشت همّت بر كسب حالت عاشقى و شرايط محبّت گماشت و در عشق صرّاف پسرى مراد نام رايت مخالطت و رشك‌فرمايى برافراشت و در آن عشق بعد از تجربهء بسيار و ارتكاب تكاليف بىشمار ، كسب شاعرى كرده سالم تخلّص ساخت و به اين نوا ، در ميان عاشقان صادق آوازه درانداخت : رباعيّه اى دلبر صراف مرنجانم باز * زين بيش مرا شهرهء ايّام مساز نقد دل من بر محك تجربه زن * گر قلب بود ، به بوتهء غم ، بگداز امّا چون سبيكهء وجود خويش را از كورهء امتحان آن شوخ بىباك صحيح و سالم بيرون آورد ، لاجرم در ميان طايفهء مستعدان و زمرهء شاعران به اين تخلّص شهرت مىكرد و الحق در

--> ( 1 ) . اصل : - و .